تبليغاتX
خوسار هاما
خوسار هاما

خوانسار بهشتی دیگر ................ مشاهیر خوانسار..............
 
 

"هو العلیم "

من دختری هستم از دیار خوانسار که در رشته مهندسی کامپیوتر در جایی دور از خوانسار تحصیل میکنم .من شهرم را بسیار دوست دارم و با تمام وجود به آن افتخار میکنم از اینکه خوانساری هستم به خود می بالم و به همین دلیل و با دیدن وبلاگهای دوستان من هم به فکر ایجاد وبلاگی برای معرفی شهرم و آداب و سنن آن کردم و موضوع مشاهیر خوانسار را برای معرفی بزرگان شهرم برگزیدم .لذا از شما همشهریان و دوستان عزیز میخواهم با راهنمایی و نظرات خود من را در این امر مهم یاری کنید .

khansarehama@yahoo.com

 

موضوعات

تذکره شعرای خوانسار

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

خطم خالی

لاله اشک خوانسار

خوانسار مدرن

گویش خوانساری

خوانسار در آینه تصویر

گلبرگ خوانسار

...یادداشت

جامعه خوانسار قدیم

خبرنامه خوانسار

دختر بهار

فقط دیدنی

شرح دلبستگیها

جوان امروز

تمام آنچه دوست می داریم

خوانسار زیبای من

خوانساري ها (وبلاگ گروهي خوانسار)

كشتكاران

پايگاه عكس چيليك

يك داستان نويس از ديار خوانسار زيبا

کمش

بدترین رپرای خوانسار

ستاره خاموش

دوستداران طبيعت خوانسار N.G.O

عرش عشق

پرخچه

خوانسار هم نسل های من

computer & software

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

محرم در خوانسار قدیم

هنرمندان خوانسار

دشت شقایق خوانسار

آداب و رسوم خوانسار قدیم

سال نو مبارک

شعرای خوانسار

آداب و رسوم خوانسار قدیم

موسیقیدان

 
 

آداب و رسوم ماه رمضان در خوانسار قدیم به نقل از حسین صدر

زمانی که من به سن بلوغ  و روزه گرفتن رسیدم که خوشبختانه ماه مبارک رمضان با روزهای کوتاه زمستان هم زمان شده بود و قادر بودم روزه بگیرم و در نتیجه با بزرگترها در برنامه ها مخصوصاْ رفتن به مسجد در شبهای احیا شرکت کنم و یا قبل از شروع افطار برای گفتن اذان مغرب به پشت بام خانه بروم و برای اذان و مناجات سحربا بعضی از همسالان خود که در محله های دیگر ساکن بودند و صدای یکدیگر را می شناختیم در خواندن اشعار نیایش مسابقه بدهم و از اینهمه تغییر و تحول در زندگی روزمره لذت می بردم.برای من نشستن دور سفره افطار و توجهی که در این مواقع به ما بچه ها می شد و انجام فرائض دینی که باعث می شد عواطف پدر مادرها و بزرگترها نسبت به ما بیشتر جلب گردد و همه با چشم احترام آمیزی به ما نگاه می کردند و خصوصاْ وقتی که علاوه از سهمیه پشمک و زولبیای سحر پدر و مادرها قسمتی از سهم خود را برای تشویق به ما بچه ها می دادند .تنوع غذا و افطاری در ایام ماه مبارک رمضان و مهمانی رفتن ها و مهمان داشتن ها و بالاتر از همه این رسم که در سال اول روزه گرفتن هر بچه یک درخت کوچک و یا یک گوسفند یا بره ای را به نام او نام گذاری می کردند لذت بخش بود.

خاطرات جا گرفتن در مسجد و آفتاب زمستان و پهن کردن مفرش و جانماز و اینکه حق داشتیم در ردیف بزرگترها قرار بگیریم و نشستن تا آخرین برنامه موعظه و مسئله گقتن و شرکت در قرائت قرآن تا نزدیک غروب آفتاب و همچنین شرکت در برپایی قرائت قرآن در منازل اشخاص و پذیرایی شب چره لذت زیادی داشت. برنامه های ماه رمضان برای تمام طبقات اجتماع یکسان بود و اگر از نظر تنقلات و تنوع غذا برای بعضی کمبودی وجود داشت نمی دانم خدا چه تحملی به این مردم داده بود و چه امید و توکلی داشتند که در صورت آنها آثار شعف و رضایت خاطر به خوبی نمایان بود.

دوشنبه دوم شهریور 1388 |