حکیم زلالی از شعرای بزرگ قرن دهم هجری است که در عصر خود در سراسر ایران و هندوستان شهرت تمام داشته است.حکیم زلالی عشق و علاقه مفرطی به خوانسار داشته و در هر یک از مثنوی های هفتگانه خود به تعریف و توصیف پرداخته است. حکیم زلالی دارای هفت مثنوی است که به سبعه زلالی هفت آشوب و هفت سیاره مشهور است و علاوه بر آن دارای قصاید و غزلیات شور انگیز است که نمونه بارز آن محمود و ایاز است که مجموع اشعار آن بالغ بر ۶۰۶۲ بیت می شودکه دفعات مکرر در هندوستان به چاپ رسیده !!! وکتاب سبعه زلالی را نیز شیخ عبدالحسین کمره قاضی و شاعر هندوستان جمع آوری و مرتب کرده که به هفت آشوب مرسوم است!
این شاعر بزرگ در سال ۱۰۲۴ که مثنوی محمود و ایاز را به انجام رسانده به فاصله کمی بعد از آن بدرود حیات گفته است.وشعری از حکیم زلالی در وصف خوانسار از مجموعه محمود و ایاز:
مرا خاک وجود از غم گرفتند گلم جای دگر در نم گرفتند
از آن آب و گلم کز خوانسار است حنای دست و پای نو بهار است
ز زهد خشک زاهد شستشو کرد به جای باده خاکش در سبو کرد
بصحرایش که گل از عشق رسته پس هر سنگ مجنونی نشسته
شده دامان کوه از لاله انبوه گرفته خون دلها دامن کوه
بهار او چو آید بر سر کار کشد گلهای رنگین کلک خار
بهشت آنجا گدایی لعل پوش است ز آب شستشوی گل فروش است
ز عکس لاله و گل می کند سر نگه از دیده چون خون کبوتر
تعالی الله ز تابستانش جاوید گلو سوزی ندارم جام خورشید
شعاع مهر بر اطراف پویان ملایم تر ز حسن خوب رویان
هوایش گر ز مهر از خاک ریزد حرارت از جگر بر خاک ریزد
خزانش را که از سر بر شده جوش قیامت خواسته گویا شفق پوش
خزانش را ز بر گر جامه تنگ است لباس نور هفتاد و دو رنگ است
زمستانش چو عالمگیر گردد هوا در پای خود زنجیر گردد
فسردن بس که مینا ساز آب است همیشه کاسه مردم حباب است