تبليغاتX
خوسار هاما
خوسار هاما

خوانسار بهشتی دیگر ................ مشاهیر خوانسار..............
 
 

"هو العلیم "

من دختری هستم از دیار خوانسار که در رشته مهندسی کامپیوتر در جایی دور از خوانسار تحصیل میکنم .من شهرم را بسیار دوست دارم و با تمام وجود به آن افتخار میکنم از اینکه خوانساری هستم به خود می بالم و به همین دلیل و با دیدن وبلاگهای دوستان من هم به فکر ایجاد وبلاگی برای معرفی شهرم و آداب و سنن آن کردم و موضوع مشاهیر خوانسار را برای معرفی بزرگان شهرم برگزیدم .لذا از شما همشهریان و دوستان عزیز میخواهم با راهنمایی و نظرات خود من را در این امر مهم یاری کنید .

khansarehama@yahoo.com

 

موضوعات

تذکره شعرای خوانسار

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

خطم خالی

لاله اشک خوانسار

خوانسار مدرن

گویش خوانساری

خوانسار در آینه تصویر

گلبرگ خوانسار

...یادداشت

جامعه خوانسار قدیم

خبرنامه خوانسار

دختر بهار

فقط دیدنی

شرح دلبستگیها

جوان امروز

تمام آنچه دوست می داریم

خوانسار زیبای من

خوانساري ها (وبلاگ گروهي خوانسار)

كشتكاران

پايگاه عكس چيليك

يك داستان نويس از ديار خوانسار زيبا

کمش

بدترین رپرای خوانسار

ستاره خاموش

دوستداران طبيعت خوانسار N.G.O

عرش عشق

پرخچه

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

هنرمندان خوانسار

دشت شقایق خوانسار

آداب و رسوم خوانسار قدیم

سال نو مبارک

شعرای خوانسار

آداب و رسوم خوانسار قدیم

موسیقیدان

مشاهیر معاصر

 
 

تذکره شعرای خوانسار

بدیع خوانساری

میرزا رضا ملقب به نظام الشریعه و متخلص به بدیع فرزند محمد در سال ۱۲۶۸ به دنیا آمده و از شعرای  خوش ذوق خوانساری است.بدیع خط رقاع وثلث را بسیار زیبا می نوشته و در خط نسخ نیز استاد بود به طوری که قطعات و کتابهای خطی او کم نظیر٬گرانبها و تماشایی است.مدار زندگی بدیع به کتابت و نویسندگی اسناد و قباله جات و حکاکی و تعلیم خط و مساحت اراضی می گذشت و درساختن مرکبهای برجسته و ثابت نیز مهارت داشت ٬ بدیع در نوشتن اسناد و قباله ها دقت می کرد تا سند تنظیمی از هر گونه خطر جعل و اسقاط محفوظ بماند و برای اینکه این کار به بهترین وجه صورت پذیرد سند را طوری تنظیم می کرد که نام خریدار و فروشنده و مورد معامله و مبلغ از حروف ابجد اول سطور به دست آید که ارزش برخی از این اسناد اکنون بیشتر از قیمت مورد معامله است.

کمال واقعی و هنر بدیع در ساختن ماده تاریخ بوده و این کار را به درجه اعلا رسانیده است .برای نمونه برای تاریخ تعمیر مدرسه ی مریم بیگم صفوی که در سال ۱۳۱۰ قمری به همت حاج میرزا محمد تقی مرمت گشته گفته است:

بدیع از بهر تاریخش رقم زد            زباب مدرسه باب علوم شد مفتوح

که ازحروف ابجد مصرع آخرشعرهمان سال تعمیرمدرسه یعنی ۱۳۱۰ به دست می آید.

نمونه دیگر در ماده تاریخ ساختن حوض مسجد جامع که از بناهای شهریار الملک حاج صانع است چنین سروده:

چو آب آمد به حوض مسجد این گفتم به تاریخش     

                                   به کعبه گشت پیدا آب پاک چشمه ی زمزم

بدیع در سال ۱۳۲۹ هجری قمری در سن شصت سالگی به علت ذات الریه در گذشت و قبل از فوت برای سال فوتش چنین نوشته است: ماده تاریخ وفات این حقیراین است:

به سان سکه و زر چون مرا ولای علی است      

                                           مقیم جنت فردوس کرد یزدانم   (۱۳۲۹)    

(منبع:کتاب تذکره ی شعرای خوانسار     نویسنده:یوسف بخشی)

جمعه سی ام فروردین 1387 |

 

دلایل نامگذاری محله ها و روستاهای خوانسار

چیتگاه: جایی که در آن کارگاه های پارچه بافی وبخصوص پارچه ی چیت بوده است

 مالگاه: محل نگهداری اسب بوده است

جوزچه: محلی که در آن گردو می کاشتند

موریزان: محل رویش مو(انگور) بوده است

هرستانه: نام اصلی آن اهرستان بوده که نام یک سردارقدیمی است

شهرک(شِیرک): از محله های قدیمی خوانسار است و چون قدیمی ترین سکنه را داشته٬ آن را به نام شهرک یعنی شهر کوچک نامیدند

محله ی جیدا: محله ای در پشت محله ی شهرک٬ که در قدیم یهودیانی که از اصفهان به خوانسار کوچ داده شده بودند در آنجا زندگی می کردند

رئیسان: محل زندگی علما بزرگ از جمله دو مرجع تقلید به نام حاج سید حسن و حاج سید حسین خوانساری بوده است

دوراه : محلی بوده که  در آن زمان دارای دو راه یکی به سمت چیتگاه و یکی به سمت صحرا بوده است 

چشمه آخوند : به دلیل اینکه در آنجا چشمه ای با آب گوارا  وجود داشته و نیز محل زندگی آخوند ملاحیدراست که از علمای اهل فلسفه وصاحب کتاب زبدة التصانیف بوده  و ایشان پدر مادر امام خمینی نیز هستند

قودجان : دراصل نام آن کودکان بوده و دلیل نامگذاری آن مقبره ی دو کودک منتصب به موسی بن جعفر(ع) است که در آنجا وجود دارد 

تیدجان: دراصل نام آن تیرگان بوده و به علت وجود آتشکده در آن منطقه نامگذاری شد

 سونقان : محلی بوده که آبی صاف و زلال داشته سو به معنی آب و نقان به معنی زلال است.

چهارباغ: محلی که متعلق به یک یهودی به نام رافائیل بوده است که چهار باغ زیبا برای محل سکونت خود در آنجا ایجاد کرده است.

سنگ شیر: به دلیل تندیس شیر سنگی در آن مکان به این اسم نامیده است.

بابا سلطان: به نام شخصی بوده است از بزرگان و شیوخ زمان خود که پایه گذار این منطقه می باشد.

پایتخت: دو نقل قول در این مورد ذکر شده است: ۱-به دلیل زمین مسطح و تخت آن نامگذاری شده ۲-محلی که ظل السلطان برادر ناصر الدین شاه آنجا را محل سکونت و پایتخت خود قرار داده بود.

وادشت: به دو منظور به وادشت معروف بوده است:۱-دارای دشت وسیع بوده که آن را باز دشت یا همان وادشت گفته اند ۲-چون در آخر خوانسار واقع شده «واو» ابتدای آن به معنی دور است یعنی دشتی که  دور از شهر است.

مفت آباد (منظریه): به واسطه ی اینکه این منطقه در کوهپایه واقع شده  و منطقه ای سیل گیر بوده و مشکلاتی که در رفت وآمد به آنجا وجود داشته است در نتیجه کمتر کسی آنجا را برای محل سکونت خود انتخاب می کرده و دارای زمینهای ارزانی بوده است.

پلگوش: نفل است که در قدیم دختری گوشواره ی خود را فروخته و با آن پلی بنا کرده است و البته روایت دیگر نیز وجود دارد که  آنجا دارای پلی بوده که کنار آن حالت گوشه مانند داشته است.

با توجه به اینکه منابع این مطالب بر اثر اطلاعات گذشتگان است که سینه به سینه منتقل شده امکان دارد اختلاف نظراتی در مورد وجه تسمیه این محلات وجود داشته باشد لذا خواهشمندم اگر شما نیز اطلاعاتی در این زمینه دارید با ارائه ی نظرات خود به من کمک کنید.

 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 |

 

آداب و رسوم خوانسار قدیم در پذیرایی از مهمانها در روزهای عید

آداب و رسوم خوانسار قدیم در پذیرایی از مهمانها در روزهای عید

جمله آداب و  رسوم خوانسار قدیم در پذیرایی از مهمان ها در روزهای عید در زمانهای خیلی دور این بوده است که از عرق بیدمشکی که به صورت سنتی در بهار هر سال تهیه می کردند به عنوان اصلی ترین نوشیدنی برای پذیرایی از مهمانها در نظر گرفته می شد .همچنین یکی دیگر از شیرینی هایی که بوسیله ی آن از مهمان های نوروزی پذیرایی می کردند شیرینی به نام میپق (meipogh)بود که اجزای تشکیل دهنده ی آن شامل نشاسته ٬ هل ٬گلاب و زعفران بود که  متاسفانه امروزه دیگر نام و نشانی از آن نیست .در قدیم نیز رسم بر این بوده که در قبل از عید اکثر زنان خوانساری اقدام به پخت انواع نان ها از جمله:نان شیر٬ نان سفید خانگی٬ نان گرده و تاس خشک می نمودند که در تنورهای خانگی این نان ها را به اندازه مایحتاجشان تا روز  آخر عید می پختند و از آن استفاده می کردند.آجیل شب عید از دیگر از دیگر خوراکی های مصرف شده در مهمانی های عید بود که با محتویاتی کاملاْ طبیعی و سالم که خود خانواده ها اقدام به تهیه آن می نمودند نظیر گردو ٬بادام٬ کشمش آفتابی ٬تخمه کدو٬ تخمه آفتابگردان٬ هسته ی شیرین شده ی زرد آلو (تندچه)٬ برگه ی زرد آلو (تفتاله)٬برگه ی هلو (هلگاله) و فندق و نخود در داخل سینی های مسی (مجمع)گذاشته و در هنگام خروج بچه ها از منزل روانه ی جیب آنها می شد! از دیگر پذیرایی های بسیار ویژه و خاص مهمانهای سفارشی هر خانواده می توان به نوشیدنی حلالی اشاره کرد .این نوشیدنی خاصه ی شب یلدای خوانساری هاست و بر گرفته از شربت انگور به همراه موسیر می باشد و برای پذیرایی های ویژه تا نوروز سال بعد نگهداری و در بعضی از منازل یافت می شد.

شنبه دهم فروردین 1387 |