تبليغاتX
خوسار هاما
خوسار هاما

خوانسار بهشتی دیگر ................ مشاهیر خوانسار..............
 
 

"هو العلیم "

من دختری هستم از دیار خوانسار که در رشته مهندسی کامپیوتر در جایی دور از خوانسار تحصیل میکنم .من شهرم را بسیار دوست دارم و با تمام وجود به آن افتخار میکنم از اینکه خوانساری هستم به خود می بالم و به همین دلیل و با دیدن وبلاگهای دوستان من هم به فکر ایجاد وبلاگی برای معرفی شهرم و آداب و سنن آن کردم و موضوع مشاهیر خوانسار را برای معرفی بزرگان شهرم برگزیدم .لذا از شما همشهریان و دوستان عزیز میخواهم با راهنمایی و نظرات خود من را در این امر مهم یاری کنید .

khansarehama@yahoo.com

 

موضوعات

تذکره شعرای خوانسار

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

خطم خالی

لاله اشک خوانسار

خوانسار مدرن

گویش خوانساری

خوانسار در آینه تصویر

گلبرگ خوانسار

...یادداشت

جامعه خوانسار قدیم

خبرنامه خوانسار

دختر بهار

فقط دیدنی

شرح دلبستگیها

جوان امروز

تمام آنچه دوست می داریم

خوانسار زیبای من

خوانساري ها (وبلاگ گروهي خوانسار)

كشتكاران

پايگاه عكس چيليك

يك داستان نويس از ديار خوانسار زيبا

کمش

بدترین رپرای خوانسار

ستاره خاموش

دوستداران طبيعت خوانسار N.G.O

عرش عشق

پرخچه

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

هنرمندان خوانسار

دشت شقایق خوانسار

آداب و رسوم خوانسار قدیم

سال نو مبارک

شعرای خوانسار

آداب و رسوم خوانسار قدیم

موسیقیدان

مشاهیر معاصر

 
 

سال نو مبارک

 سال نو

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 |

 

آداب و رسوم خوانسار قدیم

آداب و رسوم خوانسار قدیم در روز اول عید:

در زمانهای گذشته در خوانسار رسم بر این بوده است که بعضی از خانواده ها اعتقاد به خوش قدم یا بد قدم بودن افراد در روز اول عید داشته اند و سعی می کردند در ساعات اولیه تحویل سال افراد خوش قدم و سادات را به خانه خود دعوت کنند و بعد از آمدن آنها فرد خوش قدم نیز برای تبریک و خوشحالی بچه های آن خانه چندین تخم مرغ رنگ شده به همراه می آورد و سپس تخم مرغ ها را به عنوان هدیه به بچه ها می داد .در مقابل صاحب خانه نیز سعی می کرد در عوض آن یک قباره پارچه یا چیز دیگری به آن فرد هدیه بدهد.و همچنین از سادات نیز به نشانه تبرک مقداری پول به عنوان دشن دریافت می کردند.

یکی دیگر از سنتها  این بود که در چندین روز قبل از عید  بعضی از زنان خوانساری مشغول تهیه پخت یک نوع شیرینی سنتی به  نام  حلوا سوهان می شدند که تر کیبات اصلی این شیرینی شامل شیره ی انگور،آرد جوانه گندم و گردو است که آن را نه تنها برای پذیرایی از مهمان ها بلکه در سفره هفت سین به نشانه شیرین کامی قرار می دادند که امروزه نیز تعداد معدودی از خانواده ها همچنان این سنت قدیمی را حفظ کرده اند

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 |

 

تاریخچه هفت سین

نوروز یکی از سنتهای قدیمی ما ایرانیان است که نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشور های همجوار همزمان با آغاز بهار و تحول طبیعت آن را جشن می گرفتند که تاریخچه آن به سالهای بسیار دوری در زمان هخامنشیان و حتی زرتشتیان می رسد .یکی از سنتهای قدیمی نوروز چیدن سفره هفت سین می باشد .

هفت سين :


اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده شده و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است:


 «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد.


 پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...

اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين»  نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است.


شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند.


 سخنران جامعه زرتشتى در اين باره مى گويد: «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى،
به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفب

بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آيين‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند. به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.» البته در اين‌باره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است:


 كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مى‌شد.


  يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرف‌هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتندخوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سين مى‌نچیدند كه عبارتند از :سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد سبزه سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود.

سيب: نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!
سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ?? روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود.


 در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.
سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد.«آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد.


 «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.
«سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.


شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست.


 «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد. چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفره‌هايشان جاى مى‌دهند.  بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد  و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.

نوروز

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 |

 

طبیعت خوانسار

Click for Full Size View

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 |

 

یوسف بخشی

ای بلبلا ور خونددین بار سفر بربنددین

                                            ای رک رفیقا ورسدین هاما به خوسار اشمین

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 |

 

شعرای خوانسار

حکیم زلالی از شعرای بزرگ قرن دهم هجری است که در عصر خود در سراسر ایران و هندوستان شهرت تمام داشته است.حکیم زلالی عشق و علاقه مفرطی به خوانسار داشته و در هر یک از مثنوی های هفتگانه خود به تعریف و توصیف پرداخته است. حکیم زلالی دارای هفت مثنوی است که به سبعه زلالی هفت آشوب و هفت سیاره مشهور است و علاوه بر آن دارای قصاید و غزلیات شور انگیز است که نمونه بارز آن محمود و ایاز است که مجموع اشعار آن بالغ بر ۶۰۶۲ بیت می شودکه دفعات مکرر در هندوستان به چاپ رسیده !!! وکتاب سبعه زلالی  را نیز شیخ عبدالحسین کمره قاضی و شاعر هندوستان جمع آوری و مرتب کرده که به هفت آشوب مرسوم است!

 این شاعر بزرگ در سال ۱۰۲۴ که مثنوی محمود و ایاز را به انجام رسانده به فاصله کمی بعد از آن بدرود حیات گفته است.وشعری از حکیم زلالی در وصف خوانسار از مجموعه محمود و ایاز:

مرا خاک وجود از غم گرفتند                      گلم جای دگر در نم گرفتند

از آن آب و گلم کز خوانسار است               حنای دست و پای نو بهار است

ز زهد خشک زاهد شستشو کرد               به جای باده خاکش در سبو کرد

بصحرایش که گل از عشق رسته               پس هر سنگ مجنونی نشسته

شده دامان کوه از لاله انبوه                       گرفته خون دلها دامن کوه

بهار او چو آید بر سر کار                            کشد گلهای رنگین کلک خار

بهشت آنجا گدایی لعل پوش است             ز آب شستشوی گل فروش است

ز عکس لاله و گل می کند سر                   نگه از دیده چون خون کبوتر

تعالی الله ز تابستانش جاوید                    گلو سوزی ندارم جام خورشید

شعاع مهر بر اطراف پویان                         ملایم تر ز حسن خوب رویان   

هوایش گر ز مهر از خاک ریزد                    حرارت از جگر بر خاک ریزد     

خزانش را که از سر بر شده جوش             قیامت خواسته گویا شفق پوش

خزانش را ز بر گر جامه تنگ است              لباس نور هفتاد و دو رنگ است

زمستانش چو عالمگیر گردد                     هوا در پای خود زنجیر گردد

فسردن بس که مینا ساز آب است            همیشه کاسه مردم حباب است   

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 |

 

شب چهارشنبه سوری در خوانسار قدیم

آداب و رسوم خوانسار قدیم در شب چهارشنبه سوری:مراسم قاشق زنی

یکی از سنت های ما ایرانیان در چهارشنبه آخر سال مراسم شب چهارشنبه سوری است که در هر شهری به گونه ای خاص برگزار می شود . من جمله در خوانسار نیز در شب چهارشنبه سوری مراسم ویژه ی این شب......   

 بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 |

 

بهار خوانسار

بار دیگر صدای نغس های زمین در کوچه پس کوچه های شهر طنین انداز می شود و هر چه ثانیه ها می گذرد بر شمار نفس ها افزوده می شود.  کم کم درختان دستان خود را بر روی آسمان می گشایند و خلعت سبز بهاری بر تن می کنند و به میزبانی بلبلان و چکاوکها می شتابند.آرام آرام نجوای زیبای چشمه ساران را می شنوم که از اعماق خاک می جوشد و پژواک زیبای مرزنگشت را که از دل کوه برون می آیدو سنگ ها را می شکافد .مرزنگشتی که دستان نوازشش را تا امتداد سبزه ها  می کشد و حیاتی دوباره را به خوانسار هدیه می دهد و زیبایی چشم نوازش همگان را مست خود می کند.بار دیگر چنار ها سر بر دوش هم می نهند و قامت سبزشان را تا بی کران افق می کشانند.نسیم روحبخش آمدن بهار را به    لا له های سرخ فام مژده می دهد و لا له ها از به احترام بهار سر به زیر می نهند وآلا له های زرد و قاصدک های سفید آمدنش را در کوهساران جشن می گیرند .پس بیایید ما هم همگام با طبیعت به استقبال بهار برویم.  

 بهار خوانسار

Click for Full Size View

پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 |

 

خوانسار نگو بگو بهشت است

                                         خاکش به گلاب و گل سرشت است

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 |